<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>چشم انداز مدیریت بازرگانی</title>
    <link>https://jbmp.sbu.ac.ir/</link>
    <description>چشم انداز مدیریت بازرگانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>به سوی نظریه یکپارچه استراتژی مبتنی بر زمان: پیشنهادی برای ادغام مکاتب فکری و تعمیق مفهومی</title>
      <link>https://jbmp.sbu.ac.ir/article_106828.html</link>
      <description>مقدمهحوزه مدیریت استراتژیک، علی‌رغم توسعه گسترده و انباشت دانش در دهه‌های اخیر، همچنان با پدیده پراکندگی معرفت‌شناختی (epistemological fragmentation)&amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp;دست بگریبان است. مکاتب فکری متعدد، هر یک بر ابعاد خاصی از فرایند شکل‌گیری و اجرای استراتژی تأکید ورزیده‌اند، اما این تنوع اغلب به فقدان انسجام مفهومی و کاربردی در مواجهه با چالش‌های پیچیده سازمانی در محیط‌های پویا منجر شده است (Mintzberg et al., 1998; Elfring &amp;amp;amp; Volberda, 1996). این پراکندگی نه تنها درک جامع از استراتژی را دشوار می‌سازد، بلکه کاربرد همزمان بینش‌های مکاتب مختلف را در عمل مدیریتی با چالش‌های جدی روبرو می‌کند.در این نوشتار، زمان را به عنوان یک ساختار مرکزی و متحدکننده&amp;amp;nbsp; پیشنهاد می‌کنیم تا مکاتب استراتژیک را در چارچوبی یکپارچه ادغام نماید. زمان، به عنوان لنزی چندبعدی، ابعاد گذشته (دانش انباشته و مسیر وابستگی)، حال (چالش‌های فوری و پاسخ‌های عملی) و آینده (جهت‌گیری نوآورانه و چشم‌انداز بلندمدت) را به هم پیوند می‌دهد. این رویکرد ادغام زمانی ، تعامل پویا میان تصمیم‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت را تسهیل کرده و امکان بهره‌مندی همزمان از نقاط قوت مکاتب مختلف را فراهم می‌آورد. سؤال محوری این نوشتار عبارت است از: چه چیزی زمان را به یک سازه استراتژیک بنیادین تبدیل می‌کند؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند زمینه‌ساز حرکت به سوی یک نظریه یکپارچه‌تر باشد که تعادل میان رویکردهای ایستا و پویا، اندیشیده و نوظهوررا برقرار سازد.نگاهی به ادبیات: از ایستایی به پویایی و نقش محوری زمانرویکردهای سنتی مدیریت استراتژیک عمدتاً بر مدل‌های ایستا متکی بوده‌اند که سازمان را در محیطی نسبتاً پایدار و قابل پیش‌بینی فرض می‌کنند و بر تعادل، موقعیت‌یابی و تخصیص بهینه منابع تمرکز دارند (Pettigrew, 1992). این دیدگاه‌ها، هرچند بینش‌های ارزشمندی در زمینه تحلیل مقایسه‌ای و حفظ مزیت رقابتی ارائه می‌دهند، در مواجهه با محیط‌های پرتلاطم و تغییرات سریع، محدودیت‌های خود را آشکار می‌سازند.در مقابل، تحولات اخیر به سوی نظریه‌های استراتژی پویاحرکت کرده است که سازمان را به عنوان سیستم انطباقی[1] می‌بینند. نظریه قابلیت‌های پویا&amp;amp;nbsp; بر توانایی سازمان در تجدید، ادغام و پیکربندی مجدد شایستگی‌های داخلی و خارجی برای پاسخ به تغییرات محیطی تأکید دارد (Teece et al., 1997). &amp;amp;nbsp;این رویکرد نقش محوری زمان را برجسته می‌سازد؛ زیرا شایستگی‌ها در طول زمان انباشته، تطبیق و حتی تضعیف می‌شوند و مسیر وابستگی[2] تصمیم‌های گذشته بر گزینه‌های آینده تأثیرگذار است.زمان در مکاتب مختلف استراتژی نیز حضوری پررنگ دارد. رویکرد زمینه‌گرایانه مینتزبرگ (Mintzberg, 1990) فرایند و زمینه استراتژی را در بستر زمانی بررسی می‌کند و بر تحلیل طولی[3] تکامل استراتژی تأکید دارد. رویکرد ارگانیک تسوکاس (Tsoukas) سازمان را موجودیتی در حال تکامل می‌بیند که گذشته، حال و آینده در آن به صورت ارگانیک درهم‌تنیده‌اند. مدل‌های کلیدی دیگر شامل تعادل نقطه‌گذاری شده (Romanelli &amp;amp;amp; Tushman, 1994) ، بازگشت‌ناپذیری تعهدات استراتژیک (Ghemawat, 1991) و زنجیره علیت پورتر (Porter, 1991) هستند که همگی بر نقش زمان در شکل‌دهی تداوم و تغییر تأکید می‌ورزند.روش‌شناسی: رویکرد تطبیقی و یکپارچهروش‌شناسی پیشنهادی بر پایه تحلیل تطبیقی مکاتب استراتژیک و ساخت چارچوبی زمانی چندلایه استوار است. این رویکرد در سه فاز ساختار می یابد:فاز اول: شناسایی جهت‌گیری‌های زمانی مکاتب طراحی و موقعیت‌یابی عمدتاً بر زمان عینی[4] متکی‌اند و بر برنامه‌ریزی متوالی و نقاط عطف قابل اندازه‌گیری تمرکز دارند. مکاتب فرهنگی و زیست‌محیطی ابعاد ذهنی و فرهنگی زمان را برجسته می‌کنند. مکتب یادگیری گذشته‌گرا، کارآفرینی آینده‌گرا و شناختی متقابل‌زمانی[5] است.فاز دوم: ویژگی‌های زمانی کلیدی سه ویژگی بنیادین برای مقایسه استخراج شده است:بازگشت‌ناپذیری[6]: تصمیم‌های استراتژیک گذشته اغلب گزینه‌های آینده را محدود می‌کنند و وابستگی مسیر ایجاد می‌نمایند (Ghemawat, 1991; Teece et al., 1997).ماهیت تغییر استراتژیک: تمایز میان تغییرات تدریجی و جهشی (Romanelli &amp;amp;amp; Tushman, 1994).ارتباط متقابل[7]: پیوند میان گذشته، حال و آینده (Porter, 1991).فاز سوم: چارچوب زمانی چندلایه این چارچوب مکاتب را در لایه‌های زمانی طبقه‌بندی می‌کند: گذشته (یادگیری)، حال (چند مکتب عملیاتی)، آینده (کارآفرینی) و لایه ادغام‌کننده (شناختی به عنوان پل بین‌زمانی).نتایج مورد انتظار : مدل زمانی مکاتب استراتژیکچارچوب پیشنهادی بر آن است&amp;amp;nbsp; نشان می‌دهد که مکاتب، هرچند در تمرکز زمانی متفاوت‌اند، در یک ساختار یکپارچه مکمل یکدیگرند. مکتب شناختی نقش کلیدی ایفا می‌کند و امکان ترکیب بینش‌های گذشته، واقعیت‌های حال و آرمان‌های آینده را فراهم می‌آورد.بحث: نقاط قوت، محدودیت‌ها و تعمیق مفهومیادغام زمان به عنوان سازه متحدکننده، ایستایی (پایه پایدار) و پویایی (انطباق) را متعادل می‌سازد و هم‌ترازی بین‌کارکردی، سازگاری سازمانی و نوآوری مستمر را تقویت می‌نماید. با این حال، چارچوب پیشنهادی عمدتاً نظری است و نیازمند آزمون تجربی طولی در صنایع متنوع و زمینه‌های فرهنگی گوناگون می‌باشد. خطر ساده‌سازی ابعاد چندگانه زمان)مانند event time یا process time) نیز وجود دارد که نیازمند بررسی دقیق‌تر است.زمان استراتژیک به عنوان سازه اساسی، شکاف میان مکاتب را پر کرده و رویکردی جامع، پویا و آینده‌نگر ارائه می‌دهد. این چارچوب سازمان‌ها را قادر می‌سازد تا سازگاری کوتاه‌مدت را بدون از دست دادن جهت بلندمدت حفظ کنند، هم‌ترازی بین‌کارکردی ایجاد نمایند و نوآوری را بر پایه دانش تاریخی بنا کنند. مسیرهای تحقیقاتی آینده شامل مطالعات موردی طولی، توسعه ابزارهای اندازه‌گیری ویژگی‌های زمانی و کاربرد در محیط‌های پرتلاطم (مانند اقتصادهای در حال گذار) است.&amp;amp;nbsp;مسیرهای تحقیقاتی آیندهاین رویکرد دعوتی است به بازاندیشی بنیادین در مدیریت استراتژیک و حرکت به سوی رشته‌ای یکپارچه‌تر، سازگارتر و کاربردی‌تر.با توجه به محدودیت‌های نظری چارچوب پیشنهادی و نیاز به تعمیق تجربی و کاربردی آن، مسیرهای تحقیقاتی زیر پیشنهاد می‌شود:بررسی تجربی چارچوب زمانی چندلایه در صنایع پرتلاطم: آزمون نقش مکتب شناختی به عنوان ادغام‌کننده بین‌زمانی در سازمان‌های ایرانی تحت تحریم‌های اقتصادی (تمرکز بر کاربرد چارچوب در زمینه‌های واقعی ایران، با روش‌های طولی و مطالعات موردی چندگانه برای ارزیابی تأثیر لایه شناختی بر سازگاری سازمانی).نقش وابستکی به مسیر[8] و ویژگی‌های زمانی در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک: تحلیل کمی تأثیر تعهدات گذشته بر انعطاف‌پذیری آینده در شرکت‌های دانش‌بنیان (استفاده از مدل‌های آماری و داده‌های پنل برای اندازه‌گیری وابستگی مسیر و آزمون فرضیه‌های مرتبط با irreversibility.)تمایز میان تغییرات تریجی&amp;amp;nbsp; و جهشی در چارچوب زمانی: مطالعه تطبیقی الگوهای تعادل نقطه‌گذاری شده در بخش‌های فناوری اطلاعات و صنایع سنتی ایران (بررسی empirical ماهیت تغییر استراتژیک با روش‌های ترکیبی کیفی-کمی و مقایسه سرعت و دامنه تحول در محیط‌های متفاوت).ارتباط متقابل ابعاد زمانی و هم‌ترازی بین‌کارکردی: آزمون مدل تأثیر ادغام گذشته-حال-آینده بر عملکرد سازمانی در شرکت‌های چندوظیفه‌ای(تحقیق بر روی interconnectedness با تمرکز بر هم‌افزایی عملکردی و استفاده از مدل‌های ساختاری معادلات (SEM) برای سنجش انسجام استراتژیک.)تأثیر جهت‌گیری‌های زمانی (عینی، ذهنی و فرهنگی) بر نوآوری مستمر: مطالعه طولی نقش مکاتب کارآفرینی و یادگیری در سازمان‌های دانش‌محور (بررسی empirical تأثیر لایه‌های زمانی بر نوآوری، با روش‌های پنل داده و شاخص‌های نوآوری مانند نرخ ثبت اختراع یا محصولات جدید.)ادغام زمانی و قابلیت‌های پویا: توسعه مدل ترکیبی برای توضیح چگونگی تجدید شایستگی‌ها در محیط‌های نامطمئن با تأکید بر ویژگی‌های زمانی (پیوند چارچوب پیشنهادی با نظریه&amp;amp;nbsp; قابلیت های پویا&amp;amp;nbsp; (Teece et al., 1997) و آزمون آن در صنایع فناوری یا صادراتی ایران).زمان استراتژیک در مواجهه با تناقض‌های زمانی[9]: تحلیل کیفی مدیریت تعارض میان کوتاه‌مدت‌گرایی و بلندمدت‌نگری در مدیران ارشد ایرانی با رویکرد پدیدارشناختیکاربرد چارچوب زمانی چندلایه در سازمان‌های غیرانتفاعی و دولتی: مقایسه با بخش خصوصی و پیشنهاد ابزارهای عملیاتی برای سیاست‌گذاری عمومی (گسترش چارچوب به حوزه‌های عمومی و غیرانتفاعی، با تأکید بر چالش‌های فرهنگی و ذهنی زمان در بخش دولتی ایران).&amp;amp;nbsp;[1] adaptive system[2] path dependence[3] longitudinal analysis[4] clock time[5] integrative[6] irreversibility[7] interconnectedness[8] path dependence[9] temporal tensions</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل چندوجهی و بومی رفتار مصرف‌کننده کودک در صنعت بازی‌های رایانه‌ای</title>
      <link>https://jbmp.sbu.ac.ir/article_106577.html</link>
      <description>مقدمهدر عصر دیجیتال، بازی‌های کامپیوتری به شکلی فراگیر از سرگرمی تبدیل شده‌اند که سرمایه‌گذاری زمانی و مالی قابل توجهی از خانواده‌ها را به خود اختصاص می‌دهند. بر اساس نظرسنجی ملی DIREC (2024)، بیش از 34 میلیون ایرانی گیمر فعال هستند که کودکان بخش قابل توجهی از این جمعیت را تشکیل می‌دهند. درک رفتار مصرفی این گروه برای والدین، سیاست‌گذاران و فعالان صنعت حیاتی است. ادبیات موجود اغلب بر مخاطبان بزرگسال یا پیامدهای رفتاری (مانند اعتیاد) تمرکز دارد و فرآیند تصمیم‌گیری کودکان از تشخیص نیاز تا خرید بازی را نادیده می‌گیرد. این شکاف به دلیل ویژگی‌های منحصربه‌فرد فرهنگی، اقتصادی و ساختاری ایران، مانند نقش برجسته میانجی‌گری والدین، نفوذ شدید همسالان و موانع بازار نظیر تحریم‌ها، بسیار مشهود است. این مطالعه با توسعه مدل مفهومی چندوجهی با رویکرد نظریه داده‌بنیاد سیستماتیک، فرآیند و عوامل کلیدی مؤثر بر تصمیم‌گیری خرید بازی توسط کودکان ایرانی را شناسایی می‌کند.روش‌هااین مطالعه از رویکرد کیفی با استراتژی نظریه داده‌بنیاد سیستماتیک (Strauss &amp;amp;amp; Corbin, 2015) استفاده کرد. داده‌ها از طریق 18 مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته با سه گروه در تهران، مشهد و اهواز جمع‌آوری شد: کودکان 7 تا 13 ساله (n=8)، مادران (n=3) و فروشندگان بازی (n=7). نمونه‌گیری هدفمند برای حداکثر تنوع آغاز و با نمونه‌گیری نظری تا اشباع ادامه یافت. تحلیل شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی با روش مقایسه مستمر بود. دقت از طریق تعامل طولانی‌مدت، بررسی همتایان و تثلیث منابع تضمین شد.نتایجتحلیل سیستماتیک، دسته اصلی &amp;amp;laquo;پیمایش چندوجهی کودک‌محور در تصمیم‌گیری خرید بازی: تقاطع عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی و تجاری در بازار ایران&amp;amp;raquo; را آشکار کرد. مدل شامل شش بعد است: شرایط علّی (نیازهای درونی مانند سرگرمی و چالش، و محرک‌های بیرونی به‌ویژه نفوذ همسالان و رسانه‌های بازی)؛ پدیده اصلی (ارزیابی چندمعیاره جذابیت بازی شامل ژانر، گرافیک و بومی‌سازی، تناسب با مهارت‌ها و امکان‌سنجی قیمت و پلتفرم)؛ شرایط بافتی (ویژگی‌های فردی کودک، محیط اجتماعی-فرهنگی و شرایط اقتصادی)؛ شرایط مداخله‌گر (زیرساخت فنی، میانجی‌گری والدین و موانع بازار ایران مانند تحریم‌ها و نسخه‌های تقلبی)؛ راهبردها (جستجوی اطلاعات هدفمند، ارزیابی هزینه-فایده و مذاکره فعال با والدین)؛ و پیامدها (دستیابی به بازی، احساسات تجربی و تأثیرات اجتماعی/خانوادگی).نتیجه‌گیریاین مطالعه مدلی خاص زمینه ارائه می‌دهد که نشان می‌دهد انتخاب بازی برای کودکان ایرانی پیمایش چندوجهی است که در آن کودک بازیگر اصلی است اما توسط میانجی‌گری والدین و موانع ساختاری بازار محدود می‌شود. سهم نظری کلیدی، شناسایی دسته‌های بومی مانند الگوهای مذاکره فعال و موانع خاص بازار ایران است. پیامدهای عملی نیاز فوری به برنامه‌های سواد رسانه‌ای برای والدین را نشان می‌دهد. برای توسعه‌دهندگان، یافته‌ها بر ارزش بومی‌سازی با کیفیت بالا (زبان فارسی و تناسب فرهنگی) تأکید می‌کند. به سیاست‌گذاران توصیه می‌شود چالش‌های زیرساختی را برطرف کرده و دسترسی قانونی به بازی‌ها را تسهیل کنند.ملاحظات اخلاقی: رضایت آگاهانه شرکت‌کنندگان اخذ و گمنامی آنها حفظ شد.حمایت مالی: هیچ حمایت مالی وجود ندارد.مشارکت نویسندگان: مشارکت‌های خاص در فایل جداگانه صفحه عنوان شرح داده شده است.تضاد منافع: نویسندگان هیچ تضاد منافعی اعلام نکردند.تقدیر و تشکر: نویسندگان از همه کودکان، والدین و فروشندگانی که تجربیات خود را برای این تحقیق به اشتراک گذاشتند، قدردانی می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی نقش قابلیتهای بلاکچین در عملکرد صنعت بانکداری با تاکید بر نقش میانجی مزیت رقابتی (مورد مطالعه: ادارات مرکزی بانک ملت استان فارس)</title>
      <link>https://jbmp.sbu.ac.ir/article_106689.html</link>
      <description>هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش قابلیت‌ های فناوری بلاکچین در عملکرد صنعت بانکداری با ملاحظه‌ی نقش میانجی مزیت رقابتی است. با توجه به تحولات سریع دیجیتالی در نظام مالی و بانکی، بلاکچین به عنوان یکی از مهم‌ ترین فناوری‌ های تحول‌ آفرین مطرح شده که می‌تواند ساختارهای سنتی بانکداری را دگرگون سازد. از این رو، شناسایی و تحلیل ابعاد مختلف قابلیت‌های فناوری بلاکچین و چگونگی تأثیر آنها بر عملکرد بانک‌ها ضرورتی دو چندان یافته است. این پژوهش از منظر هدف، در زمره‌ی تحقیقات کاربردی قرار دارد و از لحاظ روش اجرا، توصیفی ‑ پیمایشی است. جامعه آماری شامل ۹۱ نفر از کارکنان ادارات مرکزی بانک ملت در شهر شیراز است که بر اساس فرمول نمونه‌گیری کوکران انتخاب شدند تا نماینده‌ی مناسبی از مدیران و کارشناسان فعال در فرآیندهای دیجیتال بانک باشند.برای گردآوری داده‌ها، از پرسشنامه‌ محقق‌ ساخته‌ای استفاده شد که شامل ۴۴ گویه بر پایه‌ی طیف پنج‌ درجه‌ای لیکرت بود و به سنجش مؤلفه‌هایی چون شفافیت، امنیت، عدم تمرکز، قابلیت ردیابی تراکنش‌ها، و سرعت پردازش اطلاعات در بستر فناوری بلاکچین می‌پرداخت. جهت سنجش پایایی ابزار، ضریب آلفای کرونباخ برای هر سازه محاسبه شد که در تمامی سازه‌ها بالاتر از ۰٫۷ گزارش گردید و بیانگر اعتبار بالای ابزار اندازه‌گیری بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزار Smart PLS انجام گرفت تا روابط میان متغیرهای پنهان و آشکار مورد ارزیابی دقیق آماری قرار گیرد.یافته‌های حاصل از مدل نشان داد که قابلیت‌های بلاکچین تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد صنعت بانکداری دارند. بدین معنا که هرچه سطح بهره‌گیری بانک از قابلیت‌های بلاکچین در فرآیندهای عملیاتی، نظیر امنیت تراکنش‌ها، صحت داده‌ها و سرعت خدمات افزایش یابد، عملکرد کلی بانک شامل بهره‌وری، رضایت مشتریان و نوآوری خدمات مالی نیز ارتقا می‌یابد. همچنین نتایج حاکی از آن است که مزیت رقابتی بانک‌ها، شامل توانایی ارائه خدمات متمایز، انعطاف‌پذیری در پاسخ‌گویی به نیازهای دیجیتال مشتریان و کاهش هزینه‌های مبادلاتی، نقش مستقیمی در بهبود عملکرد بانک ایفا می‌کند.از سوی دیگر، بررسی مسیر میانجی نشان داد که مزیت رقابتی می‌تواند رابطه‌ی میان قابلیت‌های فناوری بلاکچین و عملکرد بانک را میانجی‌گری کند؛ یعنی بخشی از اثر بلاکچین از طریق ارتقای مزیت رقابتی منتقل می‌شود. به عبارت دیگر، بانک‌هایی که این فناوری را به‌صورت هوشمندانه در استراتژی‌های رقابتی خود به کار می‌گیرند، از مزایای آن در بهبود کارایی و خلق ارزش پایدار بهره‌مند می‌شوند.در شرایط کنونی که صنعت بانکداری با چالش‌های متنوعی همچون افزایش انتظارات مشتریان، فشارهای نظارتی، رقابت مؤسسات غیر‌بانکی و ضرورت تحول دیجیتال مواجه است، استفاده از قابلیت‌های بلاکچین می‌تواند محرک اصلی مزیت رقابتی و زمینه‌ساز کسب عملکرد برتر باشد. نتایج این مطالعه علاوه بر تأکید بر اهمیت این فناوری در حوزه‌ی بانکداری، توصیه می‌کند مدیران بانکی رویکردی نظام‌مند در شناسایی، توسعه و به‌کارگیری قابلیت‌های بلاکچین اتخاذ کنند تا از مزایای آن در خلق ارزش، بهبود شفافیت و افزایش اعتماد مشتریان بهره‌مند گردند. در مجموع، این پژوهش بر پیوند استراتژیک میان قابلیت‌های فناورانه بلاکچین، مزیت رقابتی و عملکرد صنعت بانکداری تأکید می‌کند و می‌تواند مبنایی برای پژوهش های آینده در زمینه بانکداری هوشمند و خدمات مالی دیجیتال باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین مدل پیشران‌های کارآفرینی سازمانی در شرکت های دانش بنیان</title>
      <link>https://jbmp.sbu.ac.ir/article_106827.html</link>
      <description>مقدمهکارآفرینی سازمانی رویکردی تحول‌آفرین است که به سازمان‌ها امکان می‌دهد نوآوری را پرورش دهند، رقابت‌پذیری را افزایش دهند و ارزش پایدار در محیط‌های مبتنی بر دانش ایجاد کنند. در زمینه شرکت‌های مبتنی بر دانش، که به عنوان موتورهای حیاتی برای رشد اقتصادی و پیشرفت فناوری عمل می‌کنند، کارآفرینی سازمانی برای حفظ مزیت رقابتی در بازارهای به سرعت در حال تحول به ویژه حائز اهمیت است. این شرکت‌ها که به سرمایه‌گذاری فکری و نوآوری فناوری وابسته هستند، به محرک‌های کارآفرینی تخصصی نیاز دارند که با دینامیک‌های عملیاتی و اهداف استراتژیک منحصر به فرد آن‌ها هم‌راستا باشد. مطالعه حاضر به دنبال توسعه مدلی جامع و مرتبط با زمینه کارآفرینی سازمانی است که به‌طور خاص به نیازها و چالش‌های شرکت‌های مبتنی بر دانش در اقتصادهای در حال ظهور اختصاص دارد.روش‌هااین تحقیق از رویکرد کیفی دقیق بر اساس روش‌شناسی نظریه بنیادین استفاده می‌کند و از رویه‌های کدگذاری سیستماتیک توسعه‌یافته توسط استراوس و کربین پیروی می‌کند. جامعه آماری شامل ۲۹ شرکت‌کننده به‌دقت انتخاب‌شده بود که شامل کارشناسان آکادمیک ارشد متخصص در کارآفرینی و نوآوری، مشاوران مدیریتی با تجربه در شرکت‌های مبتنی بر دانش، و بنیان‌گذاران یا مدیران ارشد شرکت‌های معتبر مبتنی بر دانش در استان کرمانشاه بودند. استراتژی نمونه‌گیری از تکنیک‌های هدفمند و برفک زنی استفاده کرد تا از گنجاندن موارد غنی از اطلاعات که می‌توانند بینش‌های عمیقی در مورد پدیده مورد بررسی ارائه دهند، اطمینان حاصل کند. جمع‌آوری داده‌ها ادامه یافت تا به اشباع نظری دست یابیم و پوشش جامعی از تمام مفاهیم و دسته‌های مرتبط فراهم شود. اعتبار تحقیق از طریق استراتژی‌های اعتبارسنجی متعدد، از جمله بررسی اعضا، اعتبارسنجی کارشناسان و مشاوره همتا، تأسیس شد. برای ارزیابی قابلیت اطمینان، توافق بین کدگذارها با استفاده از ضریب کاپا کوهن اندازه‌گیری شد که ارزشی قوی معادل ۰.۸۷ را نشان داد و نشان‌دهنده قابلیت اطمینان و ثبات قوی در فرآیند کدگذاری بود.نتایجتحلیل نشان‌دهنده یک چارچوب چندبعدی پیچیده از محرک‌های کارآفرینی سازمانی بود که به پنج بعد مرتبط تقسیم‌بندی شده است:1. **عوامل علّی:** محرک‌های بنیادی که فعالیت‌های کارآفرینی را آغاز می‌کنند شامل تعهد رهبری استراتژیک، که با حمایت فعال مدیریت ارشد و راهنمایی‌های دوراندیشانه مشخص می‌شود؛ معماری سازمانی، که شامل ساختارهای انعطاف‌پذیر و فرآیندهای تصمیم‌گیری غیرمتمرکز است؛ و اکوسیستم دانش، که شامل کانال‌های ارتباطی باز و مکانیسم‌های سیستماتیک اشتراک‌گذاری دانش است.2. **عوامل زمینه‌ای:** تسهیل‌کننده‌های محیطی شامل دینامیک‌های بازار و شرایط محیط کسب‌وکار؛ زیرساخت فناوری، شامل سیستم‌های پیشرفته فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ اکوسیستم مالی، شامل منابع تأمین مالی قابل دسترس و فرصت‌های سرمایه‌گذاری؛ همکاری‌های آکادمیک-صنعتی از طریق تعامل با نهادهای آموزشی و تحقیقاتی؛ و سیاست‌ها و چارچوب‌های حمایتی دولت است.3. **عوامل مداخله‌گر:** تأثیرات میانجی شامل عناصر فرهنگ سازمانی مانند فضای نوآوری و تحمل ریسک؛ ویژگی‌های ساختاری شامل سلسله‌مراتب و مکانیسم‌های هماهنگی؛ سبک‌های رهبری و رویکردهای مدیریتی؛ پیکربندی منابع شامل دارایی‌های انسانی، مالی و فناوری؛ و استراتژی‌های درگیر کردن ذینفعان است.4. **ابتکارات استراتژیک:** رویکردهای اجرایی شامل جهت‌گیری استراتژیک از طریق استراتژی‌های تجاری واضح و موقعیت‌یابی رقابتی؛ سیستم‌های مدیریت دانش که یادگیری سازمانی و توسعه قابلیت‌ها را تسهیل می‌کنند؛ و ساختارهای انگیزشی شامل سیستم‌های جامع پاداش و مشوق‌هایی که با نتایج کارآفرینی هم‌راستا هستند.5. **نتایج و تأثیرات:** تجلیات حاصل شامل تحول فرهنگی به سمت ذهنیت و رفتارهای کارآفرینانه؛ توسعه سرمایه انسانی از طریق توانمندسازی کارکنان و آموزش مستمر؛ مدیریت خط لوله نوآوری از طریق اولویت‌بندی سیستماتیک پروژه‌ها؛ و هم‌افزایی همکاری از طریق ادغام میان‌عملکردی و توسعه شراکت‌ها است.نتیجه‌گیریمدل پیشنهادی یک چارچوب جامع را ارائه می‌دهد که تعامل پیچیده عوامل مؤثر بر کارآفرینی سازمانی در شرکت‌های مبتنی بر دانش را در بر می‌گیرد. این تحقیق به‌طور قابل توجهی به درک نظری و پیاده‌سازی عملی کمک می‌کند و رویکردی ساختاریافته برای پرورش قابلیت‌های کارآفرینی در سازمان‌های مبتنی بر دانش فراهم می‌آورد. مدل بر اهمیت توجه همزمان به تمام ابعاد شناسایی‌شده تأکید می‌کند و پیشنهاد می‌کند که پیاده‌سازی موفق کارآفرینی سازمانی نیازمند هم‌راستایی استراتژیک در سطوح و عملکردهای مختلف سازمانی است. برای عمل‌گران، این مطالعه بینش‌های قابل اجرا برای طراحی استراتژی‌های مداخله و برنامه‌های توسعه ارائه می‌دهد، در حالی که برای محققان، پایه‌ای برای اعتبارسنجی تجربی بیشتر و اصلاح نظری در زمینه‌های مختلف فراهم می‌کند.تأمین مالیاین تحقیق هیچ کمک مالی خاصی از هیچ نهاد تأمین مالی در بخش‌های عمومی، تجاری یا غیرانتفاعی دریافت نکرده است.مشارکت نویسندگاننویسنده اول: مفهوم‌سازی، روش‌شناسی، تحقیق، مدیریت داده‌ها، تحلیل رسمی، نوشتن - تهیه پیش‌نویس اولیه؛ نویسنده دوم: نظارت، روش‌شناسی، اعتبارسنجی، نوشتن - بررسی و ویرایش؛ نویسنده سوم: نظارت، اعتبارسنجی، منابع، نوشتن - بررسی و ویرایش؛ نویسنده چهارم: روش‌شناسی، اعتبارسنجی، تحلیل رسمی، نوشتن - بررسی و ویرایش.تضاد منافعنویسندگان اعلام می‌کنند که هیچ تضاد منفعتی در رابطه با انتشار این مقاله وجود ندارد.تقدیر و تشکرنویسندگان از تمام کارشناسان، مشاوران و حرفه‌ای‌های صنعتی که با سخاوت نظرات و تجربیات خود را در طول فرآیند جمع‌آوری داده‌ها به اشتراک گذاشتند، صمیمانه تشکر می‌کنند. قدردانی ویژه‌ای از شرکت‌کنندگان تحقیق در شرکت‌های مبتنی بر دانش که زمان و تخصص ارزشمند خود را به این مطالعه اختصاص دادند، به عمل می‌آید. نویسندگان همچنین از راهنمایی‌های روش‌شناختی که از کارشناسان تحقیق کیفی در طول فرآیند تحقیق دریافت کردند، قدردانی می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه یک مدل بازاریابی دیجیتال بین بنگاهی در صنایع فولاد ایران</title>
      <link>https://jbmp.sbu.ac.ir/article_106842.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر ارائه یک مدل بازاریابی دیجیتال بین بنگاهی در صنایع فولاد ایران است. پژوهش حاضر یک پژوهش کیفی-کمی می‌باشد. جهت مصاحبه با روش نمونه‌گیری گلوله برفی 14 نفر از بین مدیران ارشد و کارشناسان بازاریابی شرکت‌های فولادی ایران برای مصاحبه نیمه ساختاریافته انتخاب شدند. جامعه آماری پژوهش کمی مدیران و کارشناسان بازاریابی صنعتی شرکت های فولادی است. 363 پرسشنامه جمع آوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با مدلسازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار Smart PLS4.0 انجام شد. پس از تحلیل یافته‌های بخش کیفی شبکه روابط براساس مدل پارادایمی نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین ترسیم شد. بر این اساس عوامل علی عبارتند از عوامل درونی و عوامل خارج از سازمان. عوامل زمینه‌ای عبارتند از آمادگی بازاریابی دیجیتال و برنامه‌ریزی آمیخته بازاریابی. پدیده محوری بازاریابی دیجیتال صنعتی عبارتست از قابلیت شبکه‌ای، شخصی‌سازی و تولید محتوای تخصصی. عوامل مداخله‌گر عبارتند از تغییرات تکنولوژیکی و شخصیت شرکت خریدار. راهبردها عبارتند از بازاریابی رابطه‌مند و برندسازی دیجیتال. پیامدها عبارتند از عملکرد تجاری و ارزش ویژه برند می‌شوند. یافته‌های کمی نیز روابط بین این متغیرها را تایید کرد. پژوهش حاضر چارچوب‌های تحلیلی جدیدی را برای بررسی و ارزیابی عملکرد شرکت از طریق بازاریابی دیجیتال، بازاریابی رابطه‌مند و برندسازی دیجیتال در صنایع فولاد ارائه داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مرور گذشته‌نگر و تحلیل محتوا مقالات نشریه چشم‌انداز مدیریت بازرگانی</title>
      <link>https://jbmp.sbu.ac.ir/article_106850.html</link>
      <description>هدف: نشریه چشم‌انداز مدیریت بازرگانی در سال 1389 تاسیس شد. در سال 1404، این نشریه پانزدهمین سالگرد خود را جشن می‌گیرد. بنابراین، هدف این پژوهش، مرور نظام‌مند و تحلیل محتوای مقالات منتشر شده فصلنامه چشم‌انداز مدیریت بازرگانی طی دوره سال 1394 تا 1404 است.روش: روش پژوهش از نوع کاربردی و از نظر روش، توصیفی است که با رویکرد کیفی مرور نظام‌مند و تحلیل محتوا به بررسی نشریه چشم‌انداز مدیریت بازرگانی پرداخته است. گردآوری داده‌ها با استفاده از منابع متنی است. جامعه آماری پژوهش تمامی مقالات منتشر شده در نشریه چشم‌انداز مدیریت بازرگانی از سال 1394 تا 1404 به مدت یازده سال می‌باشد. در طی این‌ سال‌ها، تعداد 322 مقاله در 11 دوره و 44 شماره این نشریه منتشر شده که به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده‌های پژوهش با بکارگیری نسخه‌های الکترونیکی نشریه، گردآوری و با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیودا و اکسل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.یافته‌ها: داده‌ها نشان می‌دهد که در دوره مورد بررسی، تعداد 322 مقاله با مشارکت 949 نویسنده در نشریه منتشر شده است. از نظر جنسیتی 73 درصد نویسندگان مرد تشکیل داده‌اند. نیمی از مشارکت مربوط به نویسندگان با وابستگی سازمانی ازدانشگاه‌های تهران، شهید بهشتی، آزاد اسلامی، علامه طباطبایی و سمنان را تشکیل می‌دهد و جز تاثیرگذارترین موسسات در انتشار مقالات بوده‌اند. بیشترین فراوانی هم‌نویسندگی نویسندگان مربوط به مقالات سه نفره می‌باشد. روش پژوهش کیفی بیشترین فراوانی را داشتند. بیشتر مقالات از روش تحلیل مدلسازی معادلات ساختاری و نظریه داده‌بنیاد استفاده کرده‌اند. الگوی استفاده از ابزارهای گردآوری داده در مقالات منتشر شده در نشریه نشان می‌دهد که تمرکز پژوهش‌ها بر گرد‌آوری داده‌های تجربی و واقعی از خبرگان و مشتریان بوده و استفاده محدود از داده‌های ثانویه و مشاهده، جای توسعه دارد و بیشترین روش مورد استفاده جهت نمونه‌گیری، نمونه‌گیری هدفمند بوده است. بررسی مهم‌ترین ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه و مصاحبه و بیشترین استفاده از نرم‌افزارهای اسمارت پی‌ال‌اس و مکس کیودا است. همچنین، مقالات نشریه به ترتیب در طی دوره مورد بررسی در سه حوزه موضوعی بازاریابی، مدیریت راهبردی و کارآفرینی متمرکز بوده‌اند. جهت‌گیری‌های نظری مقالات در حوزه بازاریابی به ترتیب &amp;amp;laquo;رفتار مصرف‌کننده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;برند و برندسازی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مدیریت تجربه و ارتباط با مشتری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بازاریابی پایدار و اجتماعی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بازاریابی دیجیتال و رسانه اجتماعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بازاریابی بین‌المللی و صادرات&amp;amp;raquo; متمرکز بوده‌اند. در حوزه مدیریت راهبردی، این جهت‌گیری‌ها در زمینه &amp;amp;laquo;تحلیل راهبردی و شناخت محیطی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تدوین و انتخاب راهبرد&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اجرا و کنترل راهبردی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پویایی و تحول راهبردی&amp;amp;raquo; بوده است. مقالات در حوزه کارآفرینی عمدتاً حول پنج جهت‌گیری اصلی، &amp;amp;laquo;گرایش و ذهنیت کارآفرینانه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شناسایی و ایجاد فرصت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;طراحی مدل کسب‌وکار&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تجاری‌سازی و ورود به بازار&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رشد و پایداری کارآفرینانه&amp;amp;raquo; متمرکز بوده‌اند.نتیجه‌گیری: این پژوهش یک ارزیابی گذشته‌نگر است که روندهای پیشرو، گذشته و حال نشریه چشم‌انداز مدیریت بازرگانی را نشان می‌دهد. یافته‌های حاصل از مرور نظام‌مند و تحلیل محتوای این نشریه به مدیران و دست‌اندکاران آن کمک می‌کند که با آگاهی از وضعیت نشریه، اطلاعات لازم در خصوص نقاط قابل بهبود و قوت نشریه بدست آورند. همچنین، پژوهشگران طبق یافته‌های این پژوهش می‌توانند بهره‌وری علمی مرتبط با مقالات نشریه مثلا نویسندگان، دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی_پژوهشی را درک کنند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
